محمود نجم آبادى

162

تاريخ طب در ايران ( فارسى )

آن تب يعنى بيمارى كه حرارت طبيعى بدن آدمى را بالا برد ، مىباشد و كلمات تپيدن ( طپيدن ) و تپش ( طپش ) و امثال آنها از اين كلمه آمده است . غير از تب كلمه تب گرم ( ممكن است آفتاب‌زدگى باشد ؟ ) نيز ديده شده است . اصولا بايد دانست كه بيماريهاى تب‌دار از نظر آنكه تب در بيماريها درنتيجه جنگ بين عوامل بيمارىزا و بدن مىباشد ، فصل مخصوصى دراين‌باره از قديم در ميان جميع اقوام و ملل وجود داشته است . بدين مناسبت بايد گفت تب كه يكى از علائم بيماريها و جزئى از آنهاست ، خود به تنهائى محل و مكان مخصوصى در طب از خيلى پيش پيدا نموده و جزئى بوده كه اغلب از كل مهمتر گرديده و عنوان مستقل يافته است . در جميع تواريخ تمدن اين عارضه به صورت واحد بسيار بزرگ و ممتاز درآمده و اغلب اطباء از دوران خيلى قديم ( و حتى تا صد سال قبل در بعضى كشورها ) كتابها درباره آن نوشته شده است . ما اميدواريم دراين‌باره در تاريخ طب پس از اسلام مفصلا جهت خوانندگان كتاب مطالبى متذكر گرديم . در ارديبهشت يشت در بند 10 چنين آمده است : " هركه بر ضد اهريمن قيام كند ، بيمارى و مرگ و ديوها و افكار واهى و تب را برمىاندازد ، و سخت‌ترين تب‌ها را نابود نموده و برمىاندازد " . دو كلمه تب و درد در اوستا به صورت دو بيمارى ضمن بيماريهاى ديگر آمده است بدين شكل : " اى درد به تو نفرين مىكنم ، اى مرگ به تو نفرين مىكنم اى سوختن به تو نفرين ، اى تب به تو نفرين مىكنم ، . . . الخ ) . ب ) ديوتب - آن تبى بوده است كه آدمى را پريشان و گيج و بيهوش مىنموده